انجمن اجتماعی و فرهنگی امام محمد غزالی رح
آدرس: هرات، سرک مناره ها، جنب تانک تیل امام فخر رازی (رح)، جاده برادران عطائی
قالب وبلاگ

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


نویسنده: فریدون علیپور

افزایش اطفال خیابانی و کارگر در ولایات مختلف، مقامات کشور را نگران کرده است. طبق آمار در حال حاضر بیش از مجموع ده هزار کودک خیابانی، که بیش از دو هزار تن آنها متهم به انواع مواد مخدر میباشند. افزایش کودکان خیابانی در حوزه غرب افغانستان بخصوص در ولایت هرات یکی از چالش های جدی از سوی مردم و نهادهای ذی ربط محسوب میشود. در یک ارزیابی میتوانیم ریشه های عواملی را که بر اطفال معصوم فشار می آورد و آنها را وادار به رفتن به خیابانها میکند بر ملا سازیم ولی بیان وسعت این معضل و راه برون رفت آن در این مقاله نمی گنجد و عبارتند از: جنگ، اعتیاد خانواده ها، خشکسالی، فقر، فساد جاری، بی عدالتی، ظلم، گمراهی فامیل، بی توجهی، بی مهری و بی عدالتی والدین، همنشینان بد و اطفال یتیم و بی سرپرست است.

همه مردم به نحوی آرزو میکنند که این کودکان بی پناه نیز مانند دیگر اطفال دارای یک زندگی خوب باشند چون اینها نیز مانند اطفال دیگر به وسائل و امکانات رفاهی از قبیل سر پناه، غذا، کانون گرم خانواده و غیره نیاز دارند نه اینکه شبانه روز با فامیل ارتباطی نداشته باشند و به دنبال لقمه ای نان سرگردان باشند و یا اوقات خویش را در زندان ها، آشغال دانی ها و غیره سپری کنند. این کودکان زائیده ناهنجاریهای اجتماعی، سیاسی و نظامی موجود هستند و جبر و شرایط و نه میل و اراده شان آنها را به خیابان ها رانده است و این ناهنجاریها آنها را مجبور میسازد تا برای زنده ماندن، غیر از شخصیت واقعی شان در جامعه ظاهر شوند و در کوچه ها و شهرها دست گدایی به سوی عابرین دراز کنند و یا به کارهای بسیار شاق و طاقت فرسا مصروف باشند. زندگی این جهان بر آنها دشوار و بیرحم شده است. تحمل دیدن این وضعیت رقت بار برای هر بیننده با احساس مشکل است و دشوارتر برای خود کودکی که بجز از خویش هیچ امدادگر و پشتوانه ای ندارد. ولی تمام جهان برای آنها نفرت انگیز و تاریک نیست، بلکه افرادی بر آنها میگذرند و حس بشر دوستی، دلسوزی و شفقت به آنها دست میدهد و به آنها نیکی میکنند، خداوند میفرماید: هل جزاء الاحسان الا الاحسان. ترجمه: آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟ الرحمن 60

اینگونه افراد خیر و نیکوکار حس جوانی و امید به آینده را در اعماق قلوب این نوجوانان زنده میکنند. اما اگر کسی این تصمیم را بگیرد تا آنچه را که در کیسه دارد، نثار این کودکان معصوم و مظلوم نماید، آیا این کار میتواند چاره صحیحی باشد؟ آیا همین کودک مرفه میشود و بار دیگر این کار را نخواهد کرد؟ دیگر کودکان چه باید بکنند و بسا چراهای دیگر. براستی، این انسانهای نیکوکار چه کسانی هستند؟ آیا آنها بطور ویژه ای آموزش دیده اند؟ آیا نیکی کردن به دیگران برای ما و شما غیر ممکن است؟ خیر. ما نیز میتوانیم این کارها را بکنیم و باید دارای ویژگیهایی از قبیل شریک شدن در غم و شادی دیگران، داشتن بینشی فراتر از محدوده زندگی خودمان. پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) رحمتی برای عالمیان است، مصداق آیه شریفه، ترجمه: ما نفرستادیم ترا مگر رحمتی برای عالمیان. بدون تردید یکی از مهمترین عوامل رشد و توسعه اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آنحضرت (ص) با مردم بوده که امروز نیز آگاهی و توجه به آنها، راه را برای بیرون آمدن از این انحطاط، خفت و پستی؛ و تحقق و تبیین ارزشهای والای اسلامی و انسانی هموار میسازد. بناءً پیامبر (ص) پیروان خود را به همکاری، مواسات و تعاون با یکدیگر و اشتراک در غم و شادی دیگران ارشاد میفرمایند. بیائید اندکی با خود بیندیشیم و نگاهی به زندگی خود بیاندازیم و ببینیم که در زندگی خویش چه چیزهایی داریم! تصور کنیم که اگر همه اینها از ما گرفته شود چگونه خواهد شد...؟ باید بیاد داشته باشیم که انسانهای زیادی اعم از اطفال و نوجوانان (آسیب پذیر ترین قشر جامعه) در سرک ها و شهرها پراکنده هستند که بدون ارتکاب به هیچ نوع جرمی، محکوم به بدبختی شده اند و مانند مرغان بی آشیان سرگردان و پریشان هستند؛ شاید بعضی از آنها قربانی پدران و مادران بی مهر و عاطفه، سخت دل و یا بیچاره شده اند و یا در جامعه هیچ کسی به آنها به دیده ترحم ننگریسته و توجهی نکرده اند.

پس موضوع مهم اینست که (اگر ما جزو کسانی باشیم که به حل این معضل نمی پردازد، جزء کسانی هستیم که این مشکل را بوجود آورده است). اطفالیکه بدور از اعضای فامیل و بی سرپرست در خیابان ها زندگی میکنند آینده سازان یک کشور هستند و ترک خانه و خانواده انتخاب دلخواه این اطفال نبوده است. جلوگیری از گسترش آنها و راه حل این معضل چیست؟ جلوگیری از پدیده ای که کودکان از فقر و بیماری بیصدا گرسنگی میکشند و میمیرند، پدیده ای که در بیشتر نقاط کشور رو به گسترش نهاده و در صورت عدم پیشگیری و مهار، به فاجعه ای اجتماعی تبدیل خواهد شد.

سازمان صحی جهان، کودکان خیابانی را در یکی از 4 گروه زیر تقسیم بندی میکند: اول: کودکانی که در خیابان زندگی میکنند و اولین دغدغه آنها زنده ماندن و داشتن سر پناه است، دوم: کودکانی که از خانواده خود جدا شده اند و موقتاً در مامنی مانند خانه ها و کاروانسراهای متروک زندگی میکنند، سوم: کودکانی که تماس با خانواده خود را حفظ کرده اند اما به علت فقر، خشونت و سوء استفاده های جنسی و جسمی بخش یا اکثر ساعات روز را در خیابان میگذرانند، و چهارم: کودکانی که در مراکز مخصوص از جمله دارالایتام ها و یا کمپ های مهاجرین بسر میبرند، چون قبلاً در وضعیت بی خانمانی به سر میبردند و در معرض خطر بازگشت به وضعیت گذشته قرار دارند.

میپذیریم که افغانستان یک کشور فقیر و جنگ زده است، ولی این همه مساعدت های خارجی ها (گرچه اتکا کردن و چشم دوختن به کمک دیگران بر مشکلات می افزاید) این همه دارائی که در راه های غیر ضروری صرف میشود، هیچ اثری بر این گروه معصوم جامعه تاثیری ندارد. آنها هم از همین وطن هستند و بالای هر یک از ما حق دارند. اگر ما حق آنها را ادا نکنیم، آنها سرگردان و پریشان و بار دوش جامعه خواهند شد و یا دشمنان به آنها کمک میکنند و حق (!!) آنها را ادا میکنند. چرا ما نتوانیم برای جلوگیری از طعمه قرار گرفتن این اطفال معصوم در دام جنایتکاران، قاچاقچیان مواد مخدر و انسان، عاملین تجاوزات جنسی و غیره پناهگاه ها، مدارس، دارالایتام و دیگر مراکز امداد رسانی، بسازیم؟

به فراموشی سپردن وضع نا به هنجار کودکان امروز نادیده گرفتن و به عبارت دقیق تر، خیانت به فردای جامعه میباشد.

یک شخص مسلمان و یک خانواده مسلمان نباید در مقابل مشکلات دیگران نیز بی تفاوت و بی توجه بنشیند. صرف نظر از اینکه چرا اطفال ما به کوچه ها و بازارها آواره میشوند، چیزیکه انسان را رنج میدهد اینست که تعالیم قرآنی و احادیث نبوی (ص) اهمیت ویژه ای در مورد صحت، نگهداری و تربیت فیزیکی، عاطفی، فکری و روحی اطفال قائل شده است و این مسئولیت تنها بدوش والدین نسبی طفل هم نیست بلکه در واقع شامل خویشاوندان، همسایگان و تمام افراد جامعه نیز هست که نه تنها در لباس، غذا و سرپناه بلکه در مسائل روانی مانند پند و نصیحت، مشوره و غیره نیز باید همکاری نمایند. اگر با اطفال با مهر و عاطفه برخورد شود و کانون گرم خانواده برای آنها مهیا باشد، آنها هرگز خیابان ها را به خانه های راحت ترجیح نخواهند داد؛ بعلاوه، معلمین و استادان مکاتب و مدارس و مدیران برای ایجاد یک فضای سالم و بدور از خشونت و تمدن گرایی این اطفال مسئولیت بزرگی دارند. تهدید بیش از حد، تنبیه روحی و نیز مجازات های سنگین تاثیر ناگواری روی اطفال دارد. 

در حدیثی روایت شده است که پیامبر (ص) فرمودند: من و کسیکه یتیمی را نگهداری کند در بهشت مانند این خواهیم بود و به دو انگشت مبارک اشاره فرمودند. این مشکل قابل حل است، اما حساسیت و اهمیت آنرا باید مسئولین جامعه، متخصصین صحت و والدین متوجه باشند چنانچه ذکر شد اکثر این مسئولیت ها بدوش والدین است. ایجاد روابط عاطفی، شکیبایی والدین، تربیت درست و اسلامی، ارتباط درست، درک و رسیدگی کردن به مشکلات آنها، پیام قدرتمندی برای حل این بحران است.

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:39 AM ] [ الغزالی ]

نویسنده: عزیز احمد مولوی زاده

ساکنین کره خاکی و جامعه بشری اعم از مسلمان،‌غیر مسلمان، مرد یا زن همه اهمیت ازدواج را مد نظر دارند و درک میکنند. بلکه جامعه بشریت از مشکلات آن به ستوه آمده و نگران اند. از نظر برخی نگران کننده ترین موضوع برای بشریت مسئله ازدواج است، نه تنها فقرا حتی ثروتمندان هم از سنگینی مشکلات ازدواج نالانند (قطع نظر از اینکه اکثر مشکلات شان خود ساخته و بیهوده است).

اسلام دینی است کامل و جامع که در معاملات و معاشرت و عقد و ازدواج هم دستوراتی دارد. یک مسلمان چگونه میتواند آنرا نادیده بگیرد؟ در صورتیکه دین در نماز و روزه منحصر نیست بلکه معاملات از قبیل عقد و ازدواج هم جزء‌آنست، و اسلام آنرا آسان ترین موضوع معرفی کرده است، حضرت پیامبر (ص) و اصحاب گرامی شان عملاً آنرا به آسانی و سادگی اجرا نموده و الگوئی را به جهانیان نشان داده اند. اما امروز مشکل ترین کار ازدواج بنظر می آید.

ازدواج جشن شادی بوده و است اما امروز در اثر مشکلات آن از یک غم و سوگواری هم اندوهناک تر شده است. تمامی دغدغه و فکر والدین تهیه نمودن جهیزیه، لوازم لوکس، دعوت بستگان و راضی کردن شان (حتی اگر مجبور شوند قرض کنند) با اجراء کلیه مراسم قومی،‌ عرفی، سیال داری، ریاکاری و ... و در سوی دیگر جوانان در فکر فراهم نمودن و جمع آوری پیشکش با تحمل سختی مسافرت، مهاجرت، توهین و تحقیر در کشورهای بیگانه و... و امر ازدواج برای آنها مترادف شده است با مشقت، آوارگی و تکلیف، و بالاخره ازدواج تبدیل شده است به برباد دادن کل دارائی خویش در اجرای آن. این کوچکترین خواص ازدواج است، آدم فقیر و مسکین از کجا بیاورد و اجرا کند؟ راه حل چیست؟ تنها راه حل این مشکلات عدیده چنانچه در بالا ذکر گردید، راهنمایی های دین مبین اسلام و پیروی و الگو پذیری از روش، سیرت و سنت های نبوی (ص) ‌است.

موضوع مهم دیگر اینکه در هر جائیکه عروسی پر زرق و برق و رسوم مروج باشد، زنان و مردان، صاحبخانه، مسئول تالار ها، و قشر خدمه اکثراً نماز را که بطور کلی از یاد می برند، شب تا آخر در پذیرائی مهمانها به پایان می رسد، کسی فرصت نماز خواندن پیدا نمیکند، آیا این تجاوز از حدود شرعی نیست؟! نمازی که در سخت ترین شرایط نباید ترک شود اینجا بدون عذر موجه ترک شد. برای عده ای از زنان همین عذر کافی است که در خانه این همه زن جمع شده، جائی برای نماز نیست و هیچ کس هم نماز نمی خواند. چه شده است خانمها را! برای همه کارهای دیگر جا هست اما برای نماز جا نیست؟ آیا وقت خواب کسی نمیخوابد که جا نیست؟

 بلکه همه راحت میخوابند و یکی اگر کمی جایش تنگ باشد در کل خانواده بدنام خواهد کرد، ‌اگر زنان نماز را به اندازه خواب ارزش قایل بودند و بخاطر نداشتن محل آن در جاهای دیگر حرفی میزدند و در خانواده و فامیل تبلیغ سوء میکردند. اما در اصل حوصله نماز را ندارند و بهانه میتراشند. هر چی باشد، فرض کنید اصلاً جا نیست آیا در نزد خداوند هم این عذر قابل پذیرش است، ‌آیا خداوند راضی خواهد شد که در جمعی شرکت بکنیم که جای نماز را در آنجا پیدا نکنیم؟

هر تدبیر بر آید باید نماز را خواند، در جمع یا جمع را رها کرده به خانه برگردیم و نماز ها را بخوانیم، هر چی باشد با ترک نماز از گناه نجات نمی یابیم، اگر جمع مانع نماز باشد شرکت در آن جا شرعاً جایز نیست، اگر تنها یک نماز تلف شود برای زشتی این مجالس همین بس،‌ اما ما زشتی و خوبی آنرا نمی دانیم.   


[ چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:35 AM ] [ الغزالی ]

نقل شده است که هرگاه امام ابوحنیفه دید که شاگرد رشید ایشان امام ابویوسف را خداوند رشد و صلاحیت عنایت فرموده و او به تحصیل علوم و تهذیب اخلاق و سیرت خویش بیش از دیگران اهتمام می ورزد و به او وصایای خاصی ایراد فرمود، در ذیل خلاصه ای از وصایای ایشان تحریر میگردد:

در جلو عوام الناس مخند.

در بازار زیاد تردد مکن.

با جوانان قریب الوقوع صحبت مکن، زیرا آنها سبب فتنه می باشند، اما سخن گفتن با خوردسالان و دست کشیدن بر سر آنها اشکالی ندارد.

بر سر راه منشین، اگر در غیر از خانه خود می نشینی در مسجد نشین.

در مغازه ها منشین.

از پوشیدن لباسهای دیبا و ابریشم اجتناب کن، زیرا این لباسها تو را در تکبر می اندازند.

در بازار و در مسجد از خوردن و نوشیدن اجتناب کن.

نخست علم بیاموز، سپس به تحصیل مال پرداخته و بعد از آن ازدواج کن، زیرا اگر در دوران تحصیل علم به کسب مال پرداختی از طلب علم باز خواهی ماند، و مال تو را به خریدن کنیز و برده وادار می کند و به دنیا مشغول خواهی شد، همچنین اگر پیش از تکمیل علم به زنان مشغول شدی وقت وتو ضایع می شود و مسئولیت های زیادی در قبال فرزندان بر دوشت نهاده میشود، و به برآوردن نیازهای مصروف شده از تحصیل علم محروم خواهد شد، و از تحصیل مال نیز باز می مانی.

در جوانی به تحصیل علم مشغول باش، زیرا قلب تو از اشیای دیگر فارغ است.

از الله بترس، در ادای امانت و در خیر خواهی برای عوام و خواس دریغ مکن.

اگر به مدت ده سال در فقر و فاقه بسر بری باز هم از تحصیل علم دستبردار مباش، زیرا اگر از علم اعراض کنی روزی تو تنگ خواهد شد، چنانچه خداوند می فرماید: (و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکاً).

در اظهار حق از جاه و جلال هیچ کس متاثر مباش اگر چه پادشاه باشد.

از خندیدن زیاد پرهیز کن، زیرا دل را می میراند.

در انجام دادن کارها عجله کن، هر کار را با اطمینان و خونسردی انجام ده.

در حین سخن گفتن از فریاد کشیدن اجتناب کن.

وقتی در میان مردم قرار گرفتی خدا را بیشتر یاد کن، تا از تو ذکر بیاموزند.

مراقب نفس خود باش (تا تو را در گناه و لایعنی مشغول نسازد).

موت را همواره یاد کن و برای اساتید و دیگر مومنان دعا و استغفار کن.

همواره قرآن را تلاوت کن.

هرگاه اذان را شنیدی برای مسجد آماده باش تا عوام از تو پیشی نگیرند.

همواره لباس سفید بر تن داشته باش.

هنگام راه رفتن به راست و چپ منگر، نظر خود را پایین کن.

در مواضع تفریح و تجمع عوام مرو.

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:32 AM ] [ الغزالی ]

باید دانست هر کسی صلاحیت و شایستگی آن را ندارد که به عنوان دوست و رفیق اختیار شود، پیامبر اکرم (ص) فرموده است؛ ترجمه: شخص، تابع روش و عادت دوست و رفیق خود می باشد، از این رو باید، هر یک از شما بنگرد و خوب دقت کند، که با چه کسی دوست می شود.

بنابر این کسی که به عنوان دوست اختیار میگردد، باید پنج خصلت زیر را دارا باشد:

1-عاقل باشد. 2- خوش خوی باشد. 3- فاسق نباشد. 4- دارای عقاید منحرف نباشد. 5- بر دنیا و علایق دنیوی زیاد حریص و علاقه مند نباشد.

پس توضیح هر یک از این پنج خصلت به طور اجمال:

1-     عاقل باشد به این خاطر که عقل سرمایه ی انسان می باشد و اصل آن است، زیرا که دوستی و همزیستی با شخص نادان هیچ خیر و نیکی در بر ندارد.

سیدنا حضرت کرم الله وجهه گفته است:

با شخص نادان دوستی و برادری مورز، زنهار! از او بپرهیز؛ چه بسا شخص نادان وقتی که با انسان بردبار و آگاه دوستی و برادری نموده، او را نابود کرده است؛ زمانی که شخصی همراه شخصی شد مسلماً با او مقایسه می شود؛ (چون طبیعی است) برای بعضی از اشیاء نسبت به اشیاء دیگر قیاسها و شباهتهایی است؛ دل به دل راه می یابد وقتی که او را می بینید چگونه این طور نباشد، شخص نادان در حالی که میخواهد به تو سودی برساند، چون نمی داند، لذا به تو زیان می رساند.

شاعر میگوید، ترجمه:

بی گمان من از دشمن عاقل مطمئن هستم و خود را در امان می بینم، اما از دوست دیوانه و نادان می ترسم؛ زیرا که عقل یک فن است و راه آن را می دانم، پس مراقبش می باشم، در حالیکه دیوانگی انواعی دارد.

به همین خاطر است که بزرگان گفته اند: جدائی و دوری از نادان موجب قربت و نزدیکی به خداست.

2-                 خوش خوی باشد. یکی از اولیای حق وقتی که مشرف به موت بود، برای پسرش وصیتی نمود و خصوصیات خوش خویی و آداب دوستی را چنین بیان نمود و گفت: "پسرم اگر نیازی به مصاحبت و معاشرت با افرادی داشتی، پس با کسی دوستی و معاشرت کن که اگر او را خدمت نمودی، تو را از خطا و کجروی مصئون بدارد و اگر با او دوستی کردی، به تو زینت و رونقی ببخشد. و اگر از نظر هزینه و مخارج زندگی برای تو کمبود و مشکلی پیش آمد، آن را رفع و برطرف نماید؛ پسرم با کسی دوست و رفیق شو که اگر برای انجام کار خیری دست به کاری شدی تو را ترغیب و کمک کند و اگر تو تو نیکی و کار خیری دید، آن را نادیده نگیرد و اگر از تو بدی مشاهده کرد در صدد اصلاح آن بر آید. پسرم با کسی مصاحبت و معاشرت کن که اگر چیزی از او خواستی دریغ نورزد و وقتی که سکوت نمودی، او صحبت خویش را شروع کند و اگر حادثه و پیش آمدی برای تو رخ داد، فوری وظایف دوستی و برادری را واجب بدارد و همچنین با کسی دوستی و رفاقت بنما که اگر سخن گفتی و مطالبی را ایراد نمودی، برای آن ارزش قایل شود و اگر مسالهء مفید و سودمندی پیش آمد، آن را به تو واگذار نماید و اگر در میان تو و او جنگ و یا مخالفتی روی داد، نسبت به تو ایثار و گذشت از خود نشان دهد.

حضرت علی کرم الله وجهه فرموده است: برادر حقیقی تو کسی است که (در هر حالی) با تو باشد و برادر واقعی تو کسی است که بخاطر اینکه به تو سودی برساند، به خود زیان رساند و دوست و برادر حقیقی تو کسی است که اگر ناملایمات روزگار تو را پریشان خاطر کند، به خاطر رفاء و خاطر جمع شدن تو، او نیز از رفاء و خاطر جمعی خود بگذرد و آن را پریشان و پراکنده گرداند.

در میان صالحین کسانی بودند که اگر یکی از برادران دینی و دوستان و آشنایانشان فوت میکرد، مدت 40 سال و یا مدت زیادتری نسبت به عیال و اولاد او مهر و محبت می ورزیدند و نیازمندیهای ایشان را برطرف می نمودند و هر روز به آنان سر می زدند و با وسایل مادی و معنوی به ایشان کمک می کردند، به طوری که آنان چنان احساس میکردند که پدرشان فقط از جلوی چشمان شان ناپدید شده است و حتی ایشان آنچه را از کمکهای مادی و معنوی و سرور و شادی از این فرد نیکوکار میدیدند که از پدر خود در حال حیات نمی دیدند.

3-     دوست فاسق نباشد: کسیکه بر فسق و تباهی اصرار نماید، قطعاً دوستی و رفاقت او هیچ گونه فایده ای در بر ندارد، زیرا کسی که از خدا (ج) بترسد، بر گناه کبیره اصرار نمی نماید، ولی کسی که از خدا (ج) نترسد، مسلماً انسان از شر او در امان نمی باشد و نمیتوان بر دوستی و صداقت او اعتماد کرد. خداوند (ج) میفرماید، ترجمه: مطیع و فرمانبردار کسی مباش که (بخاطر دنیا دوستی و آرزوپرستی) دل او را از یاد خود غافل ساخته ایم و او به دنبال آرزو خود روان گشته است و (پیوسته) کار و بارش افراط و تضییع بوده است. کهف آیه 28

4-     دوست نباید دارای عقاید منحرفه باشد، به این دلیل که دوستی و رفاقت با شخص منحرف این خطر را دارد که ممکن است گمراهی و انحراف او به انسان سرایت کند و شومی و بدفرجامی و بد عقیده گی آن به او نیز برسد، بنابر این شایسته است که دوستی با چنین شخصی اجتناب بعمل آید.

5-     دوست، فردی حریص نباشد:

بی گمان دوستی و معاشرت با کسی که نسبت به دنیا و علایق دنیوی بسیار حریص و علاقه مند باشد، سم کشنده است، زیرا طبیعی است طبع و خوی فرد در طبع و خوی دیگران اثر می گذارد، بدون اینکه خودش بداند. بنابر این دوستی و مجالست با شخص حریص و آزمند، انسان را نسبت به دنیا و علایق دنیوی راغب و طمع کار می سازد و مجالست با زاهد و اهل ورع و تقوی او را نسبت به دنیا و مادیات، بی علاقه می سازد و به همین خاطر است که گویند: دوستی و هم نشینی با دنیا دوستان و مادی طلبان کراهت دارد و دوستی و معاشرت با علاقه مندان به آخرت و صالحین مستحب می باشد. لذا بهتر آن است انسان با فراد زاهد و اهل ورع و تقوی و در عین حال عالم و آگاه دوستی و معاشرت داشته باشد برای اینکه هم از زهد و ورع و هم از علم و دانش آنان بهره مند گردد. لقمان حکیم به پسرش گفت: ای پسرم همنشین علماء و صالحین شو و هم زانو و هم صحبت ایشان باش، چون دلها به وسیلهء حکمت و دانش ایشان زنده میشوند، همچنان که زمین خشک و مرده، به واسطه باران مداوم احیاء و بارور میگردد.

گرد آورنده: غلام محبوب نعیمی

[ دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1391 ] [ 08:56 AM ] [ الغزالی ]

آغاز سال نو؛ بایدها و نبایدها   

بهاران آمد و بگشود چشم دل   

شاداب و خرامان کرد سبزه و گل 

 چتر زرین خیمه زد بر دشت و دمن 

روح تازه دمید بر سبزه و سمن  

رقص ها کرد لولو گوهر فام  

جلوه ای مر عاشقان درد آشام 

 نور چشم را برق مینا بر گرفت  

کوه و صحرا زندگی از سر گرفت  

 سرانجام انتظار ها به پایان رسید و بهار با پیام دل انگیزش در رسید، راستی پیام بهار چیست؟ پیام بهار شادابی، امیدواری و تحول طبیعت، موسم رهایی از خزان بی ثمر و رسیدن به شکوفایی و سرزندگی، تحویل سال و موسم طرب انگیز است که دلها را سرشار از مهر وطن میکند، موسم شکفتن ها و جوانه زدن ها، سبزه روئیدن ها، مهر ورزیدن ها و غبار کدورت از دلها زدودنهاست. سالی دیگر بر افغانستان سپری شد. در عمر کشوری که گذشتِ یکسال، بس ناچیز است. بر همین دامنه های پامیر، کوه بابا، هیمالیا و...؛ و در همین خاک غیرت پرور و آزاده، سالها و بهارهایی با ماتم و خاموشی و شرمساری زیادی با عالم ها از بیم و امیدها آغاز گردیده و به پایان رسیده است. و اینک بهاری با کامروائی، سربلندی و سبزبختی فراز آمده است، لیکن همه این روزهای شاد و ناشاد، جنگ و صلح و... بر این وطن گذشته است. به رغم همه این حادثات، به رغم همه این فتح های درخشان، شکست ها، افتادنها و برخاستنهایش، افغانستان هنوز زنده است. این خاک، فاتحان، نام آوران، نویسندگان، حکما، عرفا و مردانی بزرگ را در دامن خود پرورده است. اما دین، مذهب، فرهنگ اسلامی افغانی و سیر معنوی برای مردم مسلمان افغانستان از هر ملیت، طبقه اجتماعی و قوم و لسانی که باشند، مهم است؛ و به عنعنات و رسومی که آمیخته با تعصب و غلو است و به سوابق تاریخی قبل از اسلام برمیگردد، نمی نازد، و شایسته این ملت بزرگ هم نیست. اعتلای فرهنگی و پایبندی به آن، تمدن و فرهنگ اصیل اسلامی و افغانی همواره بیگانگان را به شگفتی واداشته بود و آتش حسد آنها را بر افروخته بود. اگر ما سرمایه های معنوی و فرهنگی خود را از دست بدهیم برای ما چه چیز خواهد ماند؟ در حقیقت در تمامی مواضع زندگانی اجتماعی و مدنی ما، فرهنگ از تمام آنها مهمتر است. حالا بیایید ببینیم که منشاء ظهور جشن نوروز از چه وقت و توسط چه کسانی شروع شد. آیا جشن و تجلیل از روزهای نوروز و مهرگان پیشینه اسلامی دارد؟ آیا پیامبر (ص) ما را به تجلیل آن امر فرموده است؟ تجلیل از نوروز تحت عنوان عید نوروز از زمان جمشید شروع شده است. علت شروعش اینست که ایرانیها میگویند که در زمان جمشید دیوان برای او یک طیاره آبگینه ساخته بودند بر آن سوار شد در یک روز از نهاوند به بابل رسید پس ملت او به سبب دیدن این امر عجیب از او نوروز قائم کردند خوشی نمودند پس جمشید هر سال این جشن را تا پنج و شش روز قائم کرد. سپس این جشن نوروز جاری شد بعد جمشید، ضحاک همینطور مروج کرد، جمشید مدتهای درازی جلوتر از نمرود بود جمشید جلوتر از حضرت نوح (ع) و بعد حضرت ادریس (ع) بود، نمرود در زمان حضرت ابراهیم (ع) بود. (تاریخ الامم و الملوک لابی جعفر محمد بن جریر الطبری، ج 1، ص 88)  

البته همین رسم بد را ایرانیان قدیم و بابلیان حتی عربان هم جاری کرده ادامه دادند و نمرود بابلی آن را ترقی داد تا اینکه پیامبر اسلام (ص) در مدینه منوره رسید انصار را دید که همین عمل را انجام میدادند، ایشان را منع فرمودند و به تعظیم عید اسلامی دستور دادند، فرمودند: بجای نوروز و مهرگان خداوند کریم شما را بهترین عید عطا فرموده است، یعنی عید اضحی و عید الفطر. (مرقاه شرح مشکوه، ج 3)  

... سال نو ایرانیان، نوروز نامیده میشود که در حدود 21 ماه مارچ میلادی و یا در آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود. تاریخچه برگذاری این جشن برمیگردد به تاریخ قبل از اسلام... (یعنی جایگاهی در اسلام ندارد و بر خلاف موازین و ارزشهای اسلامی است) (انکارتا، دائرة المعارف عمومی جهان)  

ولی با وجود این دلایل و واقعیت ها که مردم از طریق منابر، مساجد، مجلات دینی و دیگر رسانه ها شنیده اند و مطلع اند که حکم رفتن به اصطلاح میله در روز اول سال و یا تحت هر نام و مناسبت وارداتی دیگر، مشابهت با غیر مسلمانان است، بسیار اندک اند عده کسانیکه از این امر واقف نباشند؛ اما باز هم همه ساله در روز اول سال نو عده زیادی از هموطنان مسلمان ما بدون توجه به تاریخ و فلسفه آن، به بیرون از شهر، پارک ها و فضای سبز بیرون میشوند، ترافیک موترها، حادثات ترافیکی (بخاطر ازدحام بیش از حد وسایط نقلیه و مردم در سرک های عمومی و پارک ها) اسراف، قمار، رعایت نشدن حجاب اسلامی، اختلاط مردان و زنان و صدها نوع فساد و محرمات دیگر از جمله آتش بازی و دیگر مراسم شبیه به مراسم کفار در این روزها در کشور ما مشاهده میشود. دین اسلام و علماء اسلامی هیچگونه مخالفت و یا عنادی با تفریح و خوشحالی سالم ندارند (صرف نظر از روزها و رخصتی های ملی که خلاف شریعت نیستند) اما این جشن ها باید در شریعت مطهر اسلام تعریف و تجویز شده باشد. پیامبر گرامی اسلام (ص) امت خود را از شبیه کردن خود به شیطان، کافران و گمراهان به شدت نهی فرموده است و میفرماید: کسیکه خود را تشبیه کند به قومی، پس او از آن قوم است.  

تمدن هم اشتراک مساعی است و هم رقابت، بنابر این چه بهتر است که هر ملتی دارای فرهنگ، دولت، اقتصاد، لباس و آوازهای مخصوص خود باشد. (ویل وآریل دورانت، تاریخ تمدن)   

عبداللطیف محمدی

[ چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391 ] [ 11:28 AM ] [ الغزالی ]

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 11588

بک لینک